پیدایش ۱

داستان‌ آفرينش‌

پيدايش‌

كتاب‌ "پيدايش‌"، همانگونه‌ كه‌ از اسمش‌ پيداست‌، از پيدايش‌ عالم‌ هستی سخن‌ می‌گويد. در اين‌ كتاب‌ می‌خوانيم‌ كه‌ چگونه‌ خدا دنيا را می‌آفريند، چگونه‌ انسان‌ را خلق‌ می‌كند و او را در محيطی كامل‌ و زيبا قرار می‌دهد، چگونه‌ گناه‌ وارد جهان‌ می‌شود و سرانجام‌ چگونه‌ خدا برای نجات‌ انسانِ گناهكار چاره‌ای می‌انديشد. مطالبی كه‌ در اين‌ كتاب‌ آمده‌ عبارت‌ است‌ از آغاز تاريخ‌ بشر، آغاز هنر و صنايع‌ دستی، چگونگی پيدايش‌ زبانها و قومهای گوناگون‌. از فصل‌ دوازده‌ به‌ بعد، مسير كتاب‌ متوجه‌ قوم‌ اسرائيل‌ می‌شود. از اينجا به‌ بعد داستان‌ زندگی ابراهيم‌، اسحاق‌، يعقوب‌ و پسرانش‌ در كتاب‌ ثبت‌ شده‌ كه‌ در خاتمه‌ با شرح‌ زندگی يوسف‌ در مصر پايان‌ می‌پذيرد.

موضوع‌ اصلی كتاب‌ "پيدايش‌" كه‌ در سراسر اين‌ كتاب‌ محسوس‌ است‌، اين‌ است‌ كه‌ هرچند گناه‌ انسان‌ آنچه‌ را كه‌ خدا خوب‌ و زيبا آفريده‌ بود خراب‌ كرد، اما خدا از فعاليت‌ خود دست‌ نكشيده‌ است‌ بلكه‌ بدنبال‌ بشر گمگشته‌ است‌ تا او را نجات‌ دهد و رستگار سازد؛ خدا بر عالم‌ هستی مسلط‌ است‌ و تاريخ‌ بشر را در مسير منافع‌ و نجات‌ عزيزان‌ خود به‌ پيش‌ می‌برد.

۱در آغاز، هنگامی كه‌ خدا آسمانها و زمين‌ را آفريد،
۲زمين‌، خالی و بی شكل‌ بود، و روح‌ خدا روی توده‌های تاريکِ بخار حركت‌ می‌كرد.
۳خدا فرمود: "روشنايی بشود." و روشنايی شد.
۴خدا روشنايی را پسنديد و آن‌ را از تاريكی جدا ساخت‌.
۵او روشنايی را "روز" و تاريكی را "شب‌" ناميد. شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز اول‌ بود.

۶سپس‌ خدا فرمود: "توده‌های بخار از هم‌ جدا شوند تا آسمان‌ در بالا و اقيانوسها در پايين‌ تشكيل‌ گردند."
۷خدا توده‌های بخار را از آبهای پايين‌ جدا كرد و آسمان‌ را به‌ وجود آورد. شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز دوم‌ بود.

۹پس‌ از آن‌ خدا فرمود: "آبهای زير آسمان‌ در يكجا جمع‌ شوند تا خشكی پديد آيد." و چنين‌ شد. خدا خشكی را "زمين‌" و اجتماع‌ آبها را "دريا" ناميد و خدا اين‌ را پسنديد.
۱۱سپس‌ خدا فرمود: "انواع‌ نباتات‌ و گياهان‌ دانه‌دار و درختان‌ ميوه‌ دار در زمين‌ برويند و هر يک‌، نوع‌ خود را توليد كنند." همينطور شد و خدا خشنود گرديد.
۱۳شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز سوم‌ بود.

۱۴سپس‌ خدا فرمود: "در آسمان‌ اجسام‌ درخشانی باشند تا زمين‌ را روشن‌ كنند و روز را از شب‌ جدا نمايند و روزها، فصلها و سالها را پديد آورند." و چنين‌ شد.
۱۶پس‌ خدا دو روشنايی بزرگ‌ ساخت‌ تا بر زمين‌ بتابند: روشنايی بزرگتر برای حكومت‌ بر روز و روشنايی كوچكتر برای حكومت‌ بر شب‌. او همچنين‌ ستارگان‌ را ساخت‌.
۱۷خدا آنها را در آسمان‌ قرار داد تا زمين‌ را روشن‌ سازند،
۱۸بر روز و شب‌ حكومت‌ كنند، و روشنايی و تاريكی را از هم‌ جدا نمايند. و خدا خشنود شد.
۱۹شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز چهارم‌ بود.

۲۰سپس‌ خدا فرمود: "آبها از موجودات‌ زنده‌ پر شوند و پرندگان‌ بر فراز آسمان‌ به‌ پرواز درآيند."
۲۱پس‌ خدا حيوانات‌ بزرگ‌ دريايی و انواع‌ جانوران‌ آبزی و انواع‌ پرندگان‌ را آفريد. خدا از اين‌ نيز خشنود شد و آنها را بركت‌ داده‌، فرمود: "موجودات‌ دريايی بارور و زياد شوند و آبها را پُر سازند و پرندگان‌ نيز روی زمين‌ زياد شوند."
۲۳شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز پنجم‌ بود.

۲۴سپس‌ خدا فرمود: "زمين‌، انواع‌ جانوران‌ و حيوانات‌ اهلی و وحشی و خزندگان‌ را به‌ وجود آوَرَد." و چنين‌ شد.
۲۵خدا انواع‌ حيوانات‌ اهلی و وحشی و تمام‌ خزندگان‌ را به‌ وجود آورد، و از كار خود خشنود گرديد.

۲۶سرانجام‌ خدا فرمود: "انسان‌ را شبيه‌ خود بسازيم‌، تا بر حيوانات‌ زمين‌ و ماهيان‌ دريا و پرندگان‌ آسمان‌ فرمانروايی كند."
۲۷پس‌ خدا انسان‌ را شبيه‌ خود آفريد. او انسان‌ را زن‌ و مرد خلق‌ كرد
۲۸و ايشان‌ را بركت‌ داده‌، فرمود: "بارور و زياد شويد، زمين‌ را پُر سازيد، بر آن‌ تسلط‌ يابيد، و بر ماهيان‌ دريا و پرندگان‌ آسمان‌ و همهء‌ حيوانات‌ فرمانروايی كنيد.
۲۹تمام‌ گياهان‌ دانه‌دار و ميوه‌های درختان‌ را برای خوراک به‌ شما دادم‌،
۳۰و همهء‌ علفهای سبز را به‌ حيوانات‌ و پرندگان‌ و خزندگان‌ بخشيدم‌."

۳۱آنگاه‌ خدا به‌ آنچه‌ آفريده‌ بود نظر كرد و كار آفرينش‌ را از هر لحاظ‌ عالی ديد. شب‌ گذشت‌ و صبح‌ شد. اين‌، روز ششم‌ بود.

حق تصنیف معلومات کے لیے FCB