Hosea 1

هوشع‌

زندگی و كتاب‌ هوشع‌ نبی، محبت‌ خدا نسبت‌ به‌ قومش‌ را مصور می‌كند. سه‌ فصل‌ اول‌ كتاب‌ از زندگی هوشع‌ سخن‌ می‌گويد. بقيه‌ء كتاب‌ شامل‌ پيامهايی است‌ كه‌ اين‌ نبی خدا به‌ قوم‌ اسرائيل‌ (حكومت‌ شمالی)، پيش‌ از سقوطش‌ در 722 ق‌.م‌. داده‌ است‌.

بسياری از مردم‌ زمان‌ هوشع‌ ثروتمند بودند؛ با وجود اين‌، آنان‌ ناشكر بودند و از كمک به‌ فقيران‌ شانه‌ خالی می‌كردند. بتها در سرزمين‌ اسرائيل‌ زياد شده‌ بود و رفته‌رفته‌ مردم‌ از پرستش‌ خداوند غافل‌ می‌شدند.

خداوند به‌ هوشع‌ می‌فرمايد برای نشان‌ دادن‌ رابطه‌ء موجود بين‌ اسرائيل‌ و خدا، از رابطه‌ء زناشويی به‌ عنوان‌ سمبل‌ استفاده‌ كند. خدا داماد است‌ و اسرائيل‌ عروس‌ بی‌وفايش‌. خدا به‌ هوشع‌ می‌گويد با زنی به‌ نام‌ گومر ازدواج‌ كند. گومر، طبق‌ پيشگويی خداوند، به‌ هوشع‌ خيانت‌ می‌كند و عاشقان‌ جديدی برای خود می‌يابد. گومر سمبل‌ قوم‌ اسرائيل‌ است‌ كه‌ خدا را ترک گفته‌ و به‌ دنبال‌ خدايان‌ ديگر رفته‌ است‌.

هوشع‌، مانند خدا كه‌ قوم‌ اسرائيل‌ را بسوی خود می‌خواند، به‌ دنبال‌ جومر می‌رود و با وجود خيانتی كه‌ كرده‌، او را مورد لطف‌ و محبت‌ خود قرار می‌دهد.

هوشع‌ از قوم‌ اسرائيل‌ می‌خواهد كه‌ توبه‌ كنند و بسوی خداوند بازگشت‌ نمايند: "ای قوم‌ اسرائيل‌، بسوی خداوند، خدای خود بازگشت‌ كنيد، زيرا در زير بار گناهانتان‌ خرد شده‌ايد. هر كه‌ داناست‌ اين‌ چيزها را درک كند. آن‌ كه‌ فهم‌ دارد گوش‌ دهد، زيرا راه‌های خداوند راست‌ و درست‌ است‌ و نيكان‌ در آن‌ راه‌ خواهند رفت‌، ولی بدكاران‌ لغزيده‌، خواهند افتاد."

در دوران‌ سلطنت‌ عزيا، يوتام‌، آحاز و حزقيا، پادشاهان‌ يهودا و يربعام‌ پسر يوآش‌، پادشاه‌ اسرائيل‌، اين‌ پيامها از طرف‌ خداوند به‌ هوشع‌ پسر بئيری رسيد.

زن‌ و فرزندان‌ هوشع‌

اولين‌ پيامی كه‌ خداوند به‌ هوشع‌ داد اين‌ بود:

"برو و با زنی فاحشه‌ ازدواج‌ كن‌ تا آن‌ زن‌ از مردانی ديگر بچه‌هايی برای تو بزايد. اين‌ امر به‌ روشنی نشان‌ خواهد داد كه‌ چگونه‌ قوم‌ من‌ بی‌وفايی كرده‌اند و با پرستش‌ خدايان‌ ديگر آشكارا مرتكب‌ زنا شده‌ و به‌ من‌ خيانت‌ ورزيده‌اند."

پس‌، هوشع‌ با "گومر" دختر دبلايم‌ ازدواج‌ كرد و گومر حامله‌ شده‌، پسری برايش‌ زاييد.

آنگاه‌ خداوند فرمود: "نام‌ اين‌ پسر را يزرعيل‌ بگذار، زيرا می‌خواهم‌ بزودی در دره‌ء يزرعيل‌، دودمان‌ ييهو پادشاه‌ را مجازات‌ كنم‌ و انتقام‌ خونهايی را كه‌ ريخته‌ است‌
نگاه کنيد به اول پادشاهان 21: 21 و دوم پادشاهان 10: 11.
بگيرم‌. در دره‌ء يزرعيل‌ قدرت‌ اسرائيل‌ را در هم‌ شكسته‌ به‌ استقلال‌ اين‌ قوم‌ پايان‌ خواهم‌ داد.
قسمت آخر اين آيات عبارتست از پيشگويی راجع به اسارت اسرئيل به دست آشور که بيست و پنج سال بعد به وقوع پيوست.
‌"

طولی نكشيد كه‌ گومر بار ديگر حامله‌ شده‌، دختری زاييد. خداوند به‌ هوشع‌ فرمود: "نام‌ او را لوروحامه‌ (يعنی "ديگر رحمت‌ بس‌ است‌") بگذار، چون‌ ديگر بر مردم‌ اسرائيل‌ رحم‌ نمی‌كنم‌ و آنان‌ را نمی‌بخشم‌؛
ولی بر مردم‌ يهودا رحمت‌ خواهم‌ نمود و من‌، خود، بدون‌ هيچگونه‌ كمكی از جانب‌ سپاهيان‌ و سلاح‌هايشان‌، ايشان‌ را از چنگ‌ دشمنانش‌ خواهم‌ رهانيد.
اشاره است به شکست لشکر سنحاريب هنگامی که بر يهوذا هجوم آورده بود. نگاه کنيد به اشعيا 36و37.
"

بعد از اينكه‌ گومر لوروحامه‌ را از شير گرفت‌، بار ديگر حامله‌ شد و اين‌ بار پسری زاييد.
خداوند فرمود: "اسمش‌ را لوعمی (يعنی "قوم‌ من‌ نيست‌") بگذار، چون‌ اسرائيل‌ از آن‌ من‌ نيست‌ و من‌ خدای او نيستم‌."

10 با وجود اين‌، زمانی می‌رسد كه‌ اسرائيلی‌ها مثل‌ ريگ‌ دريا بی‌شمار خواهند شد! آنگاه‌ بجای اينكه‌ خداوند به‌ ايشان‌ بگويد: "شما قوم‌ من‌ نيستيد" خواهد گفت‌: "شما پسران‌ خدای زنده‌ هستيد!"
11 آنگاه‌ مردم‌ يهودا و مردم‌ اسرائيل‌ با هم‌ متحد شده‌ يک رهبر خواهند داشت‌ و با هم‌ از تبعيد مراجعت‌ خواهند كرد. چه‌ روز عظيمی خواهد بود آن‌ روزی كه‌ خداوند بار ديگر قوم‌ خود را در سرزمين‌ حاصلخيزشان‌ ساكن‌ گرداند.

Copyright information for FCB