Jeremiah 1

اِرميا

اِرميای نبی در اين‌ كتاب‌ به‌ شرح‌ زندگی خود و وقايعی كه‌ بين‌ سالهای 625و 580 قبل‌ از ميلاد در تاريخ‌ سرزمين‌ يهودا رخ‌ داده‌، می‌پردازد. در اين‌ كتاب‌ بسياری از تعاليم‌ و نبوتهای ارميا را می‌توان‌ يافت‌.

هنگامی كه‌ خداوند ارميا را برای رسالت‌ برمی‌گزيند، ارميا امتناع‌ می‌ورزد و اظهار می‌دارد كه‌ جوان‌ و بی‌تجربه‌ است‌. اما خداوند به‌ او اطمينان‌ می‌دهد كه‌ با وی خواهد بود و وی را ياری خواهد كرد. به‌ اين‌ ترتيب‌ ارميا رسالت‌ خود را شروع‌ می‌كند و پيامهايی را كه‌ از خداوند دريافت‌ می‌دارد به‌ قوم‌ اسرائيل‌ بازگو می‌كند. اما مردم‌ اين‌ پيامها را نمی‌پسندند و با او به‌ دشمنی می‌پردازند، زيرا او به‌ گناهان‌ آنان‌ اشاره‌ می‌كند و از آنان‌ می‌خواهد كه‌ از راه‌های شرور خود بازگردند. در اين‌ پيامها خداوند به‌ مردم‌ يهودا هشدار می‌دهد كه‌ لشكری از سرزمين‌ شمال‌ می‌فرستد تا آنان‌ را مجازات‌ كند.

هرچند بخش‌ بزرگی از اين‌ كتاب‌ به‌ شرح‌ مجازات‌ مردم‌ يهودا و ساير اقوام‌ اختصاص‌ دارد، اما در آن‌ می‌توان‌ آثاری از آينده‌ء اميدبخش‌ اورشليم‌ نيز مشاهده‌ كرد، چنانكه‌ در باب‌ 33 می‌خوانيم‌: "آنگاه‌ اين‌ شهر مايه‌ء شادی و افتخار من‌ خواهد بود و باعث‌ خواهد شد تمام‌ قوم‌های دنيا مرا تمجيد و تكريم‌ كنند! همه‌ء مردم‌ جهان‌ احسان‌ و لطفی را كه‌ در حق‌ قومم‌ خواهم‌ كرد، خواهند ديد و از ترس‌ خواهند لرزيد."

اين‌ كتاب‌ شامل‌ پيامهايی است‌ كه‌ خدا به‌ اِرميا پسر حلقيا داد. ارميا يكی از كاهنان‌ شهر عناتوت‌ (واقع‌ در سرزمين‌ بنيامين‌) بود.
نخستين‌ پيام‌، در سال‌ سيزدهم‌ سلطنت‌ يوشيا (پسر آمون‌)، پادشاه‌ يهودا، بر ارميا نازل‌ شد.
پيامهای ديگری نيز در دوره‌ء سلطنت‌ يهوياقيم‌ (پسر يوشيا) تا يازدهمين‌ سال‌ پادشاهی صدقيا (پسر يوشيا)، بر او نازل‌ شد. درماه‌ پنجم‌ همين‌ سال‌ بود كه‌ اورشليم‌ به‌ تصرف‌ درآمد و اهالی شهر اسير و تبعيد شدند.

دعوت‌ ارميا

خداوند به‌ من‌ فرمود: "پيش‌ از آنكه‌ در رحم‌ مادرت‌ شكل‌ بگيری تو را انتخاب‌ كردم‌. پيش‌ از اينكه‌ چشم‌ به‌ جهان‌ بگشايی، تو را برگزيدم‌ و تعيين‌ كردم‌ تا در ميان‌ مردم‌ جهان‌ پيام‌آور من‌ باشی."

اما من‌ گفتم‌: "خداوندا، اين‌ كار از من‌ ساخته‌ نيست‌! من‌ جوانی كم‌ سن‌ و بی‌تجربه‌ هستم‌!"

خداوند فرمود: "چنين‌ مگو! چون‌ به‌ هر جايی كه‌ تو را بفرستم‌، خواهی رفت‌ و هر چه‌ به‌ تو بگويم‌، خواهی گفت‌.
از مردم‌ نترس‌، زيرا من‌ با تو هستم‌ و از تو محافظت‌ می‌كنم‌."

آنگاه‌ دست‌ بر لبهايم‌ گذارد و گفت‌: "اينک كلام‌ خود را در دهانت‌ گذاشتم‌!
10 از امروز رسالت‌ تو آغاز می‌شود! تو بايد به‌ قوم‌ها و حكومت‌ها هشدار دهی و بگويی كه‌ من‌ برخی از ايشان‌ را ريشه‌ كن‌ كرده‌، از بين‌ خواهم‌ برد و برخی ديگر را پا برجا نگاه‌ داشته‌، تقويت‌ خواهم‌ كرد."

دو رؤيا

11 سپس‌ فرمود: "ارميا، نگاه‌ كن‌! چه‌ می‌بينی؟"

گفتم‌: "شاخه‌ای از درخت‌ بادام‌!"

12 فرمود: "چنين‌ است‌! و اين‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ مراقب‌ خواهم‌ بود تا هر آنچه‌ گفته‌ام‌، انجام‌ شود
در عبری واژه های "مراقب بودن" و "بادام" شبيه يکديگر هستند.
."

13 بار ديگر خداوند از من‌ پرسيد: "حالا چه‌ می‌بينی؟"

جواب‌ دادم‌: "يک ديگ‌ آب‌ جوش‌ كه‌ از سوی شمال‌ بر اين‌ سرزمين‌ فرو می‌ريزد."

14 فرمود: "آری، بلايی از سوی شمال‌ بر تمام‌ اهالی اين‌ سرزمين‌ نازل‌ خواهد شد.
15 من‌ سپاهيان‌ مملكت‌های شمالی را فرا خواهم‌ خواند تا به‌ اورشليم‌ آمده‌ تخت‌ فرمانروايی خود را كنار دروازه‌های شهر برپا دارند و همه‌ء حصارهای آن‌ و ساير شهرهای يهودا را تسخير كنند.
16 اينست‌ مجازات‌ قوم‌ من‌ بسبب‌ شرارتهايشان‌! آنها مرا ترک گفته‌، خدايان‌ ديگر را می‌پرستند و در برابر بتهايی كه‌ خود ساخته‌اند، سجده‌ می‌كنند.

17 "حال‌، برخيز و آماده‌ شو و آنچه‌ كه‌ من‌ می‌گويم‌ به‌ ايشان‌ بگو. از آنها مترس‌ و گرنه‌ كاری می‌كنم‌ كه‌ در برابر آنها آشفته‌ و هراسان‌ شوی!
18 امروز تو را دربرابر آنها همچون‌ شهری حصاردار و ستونی آهنين‌ و ديواری برنجين‌، مقاوم‌ می‌سازم‌ تا دربرابر تمام‌ افراد اين‌ سرزمين‌ بايستی، در برابر پادشاهان‌ يهودا، بزرگان‌، كاهنان‌ و همه‌ء مردم‌.
19 آنها با تو به‌ ستيز برخواهند خاست‌، اما كاری از پيش‌ نخواهند برد، چون‌ من‌، خداوند، با تو هستم‌ و تو را رهايی خواهم‌ داد."

Copyright information for FCB