Job 17

«روح من تلف شده، و روزهایم تمام گردیده، و قبر برای من حاضر است.
به درستی که استهزاکنندگان نزد منند، و چشم من در منازعت ایشان دائم می‌ماند.
الان گرو بده و به جهت من نزد خود ضامن باش. والا کیست که به من دست دهد؟
چونکه دل ایشان را از حکمت منع کرده‌ای، بنابراین ایشان را بلند نخواهی ساخت.
کسی‌که دوستان خود را به تاراج تسلیم کند، چشمان فرزندانش تار خواهد شد.
مرا نزدامت‌ها مثل ساخته است، و مثل کسی‌که بر رویش آب دهان اندازند شده‌ام.
چشم من از غصه کاهیده شده است، و تمامی اعضایم مثل سایه گردیده.
راستان به‌سبب این، حیران می‌مانند وصالحان خویشتن را بر ریاکاران برمی انگیزانند.
لیکن مرد عادل به طریق خود متمسک می‌شود، و کسی‌که دست پاک دارد، در قوت ترقی خواهدنمود.

10 «اما همه شما برگشته، الان بیایید و در میان شما حکیمی نخواهم یافت.
11 روزهای من گذشته، و قصدهای من و فکرهای دلم منقطع شده است.
12 شب را به روز تبدیل می‌کنند و باوجود تاریکی می‌گویند روشنایی نزدیک است.
13 وقتی که امید دارم هاویه خانه من می‌باشد، وبستر خود را در تاریکی می‌گسترانم،
14 و به هلاکت می‌گویم تو پدر من هستی و به کرم که تومادر و خواهر من می‌باشی.
15 پس امید من کجااست؟ و کیست که امید مرا خواهد دید؟
16 تابندهای هاویه فرو می‌رود، هنگامی که با هم درخاک نزول (نماییم ).»

Copyright information for FarsiOPV